روشن بینی سیاسی


روشن بینی سیاسی! 

زنده یاد مصطفی رحیمی در 25دیماه 1357نامه ای خطاب به رهیر انقلاب مرحوم آیت الله خمینی نوشته وخیرخواهانه مطالبی را بیان نموده ، که با این مصرع از غزل حافظ شروع شده است: ((بخت خواب آلود ما بیدارخواهد شد دگر)) وبا آرزوی جشن درپیوند با سوسیالیزم ودموکراسی در پرتو اخلاق ومعنویت! به پایان رسیده است. در فرازهایی از این نامه فعل ها وترک فعل هایی پیش بینی شده است که از یک حقوقدانِ آرمانخواهِ عاشقِ هنر وادبیات شگفت آور است.(ملاحظه این سند تاریخی توصیه می شود). 

روزنامه نگار کهنه کار ،مسعود بهنود در اردیبهشت سال1358 به بهانه رفراندوم جمهوری اسلامی ایران آری یا نه، با شاعر ومترجم و...احمد شاملو گفتگویی می کند که در بخشهایی از آن شاملو پیشگویی هایی حیرت آور کرده است که در آینده محقق شدند.همچنین در سروده های خصوصا اسفند57تا خرداد 58گاه با مضامینی برمی خوریم که متضمن نوعی کشف وشهود نسبت به آینده جامعه است. مثل: 

شعر((هجرانی)): سین هفتم/سیب سرخی ست/حسرتا/که مرا/نصیب /از این سفرهِ سنت/سروری نیست. 

شرابی مرد افکن درجام هواست/ شگفتا/که مرا/ بدین مستی/ شوری نیست.......بهاری دیگر آمده است/آری/ اما برای آن زمستانها که گذشت/ نامی نیست... 

شعر((صبح)): ولرم وکاهلانه/ آب دانه های چرکی باران تابستانی/بربرگهای بی عشوه خطمی/ به ساعت پنج صبح/...برمزار شهیدان/هنوز/ خطیبان حرفه ای درخوابند/حفره معلق فریادها /درهوا/خالیست/ وگلگون کفنان /به خستگی در گور /گُرده تعویض می کنند. 

و شعر معروف(( در این بن بست)): دهانت را می بویند.... 

شاملویی که با تمام وجود از سیاست رویگردان است ودر پاسخ به این سوال که(( آیا هنر وسیاست جایی به هم می رسند؟)) می گوید: ((آه . بله . نرون شهر رم را به آتش می کشید وچنگ می نواخت. شاه اسماعیل خودمان، صد ها هزار نفررا گردن می زد و غزل می گفت ، بتهون عظیم ترین سمفونی عالم را در ستایش شادی ساخت و هیتلر آرزو داشت نقاش بشود وعظیم ترین رنجگاه تاریخ،کشتارگاه زاخسن هاوزن(ماوت هاوزن- برزن- داخاِوو...)راساخت.ناصرالدین شاه هم شعر می سرود و هم نقاشی می کرد ونقاش می پرورد .اما برای یک تکه طلا می داد سارق را زنده زنده پوست بکنند. انسان برایش با بادمجان تفاوتی نداشت. خب بله. (هنر وسیاست) یک جایی به هم می رسندومتاسفانه سر نعش یکدیگر)). 

همه اینها در حالیست که جوانان تحصیل کرده انقللابی،مبارزان راه آزادیهای سیاسی که عمری را برای مبارزه با نظام پادشاهی صرف کرده بودند ،قادر به پیش بینی کلی اتفاقات و رخدادهای آینده نزدیک هم نبودند. بسیاری از روشنفکران و سیاست خواند ه های آکادمیک و تجربی جهانی و منطقه ای نتوانستند انقلابهای 1989(منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق) و بهار عربی سال2011 را پیش بینی کنند. 

اصولا سیاست و تاریخ را نمی توان با تمسک به روشهای منطقی علت و معلولیِ صرف، وبطور محتوم پیش بینی کرد.چرا که نظم معینی در رفتار جمعی و آثار بیشمار تصمیمات و رفتار انسانها وجود ندارد.متغیر های بسیار زیاد و نا محدود در کارند ،کنشها و واکنشهایی که هریک موجبات استنتاج و رفتارهای بینهایت متفاوت را فراهم می کنند. نظامی آشفته که در هیچ سطحی قابل کنترل و مدیریت قطعی نبوده و نمی توان برای آن الگویی تجربی ترسیم کرد. هر نموداری ترسیم شود ، خود در رخداد بعدی تاثیر مستقیم وبی تردید ونظم گریزی خواهد داشت. 

آشفتگی وبی نظمی وضع آب وهوا اگر چه متاثر از عوامل بسیار حتی در نقاط دور دست است اما می توان با ترسیم الگوی رفتار عوامل جوی تا حدی قابل اتکاء پیش بینی کرد که ئوضعیت هوا در آینده چگونه خواهد بود.وبرهمین اساس می توان برنامه ونرم افزاری تدوین کرد که برپایه الگوریتم و هوش مصنوعی ،رفتار عوامل موثر در وضعیت آب وهوا را پیش بینی کند واینکه ظرف ساعات و روزهای آینده بطور تقریبی وضعیت ابر وباد و رطوبت و... چگونه است. 

در امور تجریدی وذهنی که در پیوند با عامل انسان هوشمند عمل می کند،آشفتگی در حدی است که هیچوقت نمی توان بطور دقیق وحتی قریب به یقین پیش بینی کرد. سیاست وبازارآزاد یکی از مصادیق این آشفتگی است. مثلا اگر درنتیجه تحقیق ومطالعه وضعیت دنیا وعواملی که در تعیین بهای نفت موثر است ،پیش بینی شود ظرف هفته آینده بهای نفت از صد دلار به صدو ده دلار افزایش می یابد،بی شک چنین نخواهد شد! چرا که دلالان و عوامل انسانی ذیمدخل در بازار نفت برای استفاده از این افزایش قیمت، همین امروز برای خرید هجوم برده و موجبات افزایش قیمت را فراهم می کنند و پیش بینی نادرست از آّب در می آید.وگاه در نتیجه اموری که ظاهرا از نظر صاحبنظران نمی تواند در اقتصاد نفت موثر باشد،قیمت نفت ، با نوسانات شدید مواجه می شود. 

بنابراین آشفتگی در عالم سیاست درحدی است که خطاو اشتباه در عالم سیاست بسیار بالاست.اینجاست که به قول دیاکونوف، گذرگا ه های تاریخی فرصت هایی تلقی می شوند که برای نسله


ا می آیند و می روند مانند شتر بختی که می آید و غفلت کنیم ننشسته می رود. 

ما مردمی هستیم سیاست زده و عامی. دچار علم اجمالی! در کلاس درس فیزیک وزیست شناسی.در تاکسی. در مهمانی خانوادگی ودر هر موقعیتی غالبا بی ربط،سیاست می ورزیم و همواره دستی بر آتش سیاست داریم و نگاهی با نقد وناسزا... 

چه ئچیز می تواند کمک کندتادر این همه آشفتگی بتوانیم در گذرگا ههای صعب و فرصت های فررار! روشن بینی سیاسی!قابل قبولی داشته باشیم ودر دام تعصب وخشونت و احساساتو...در نیافتیم.؟ 

چند وقت است تن کتابی را لمس نکرده ایم؟ روح کتابی رادرنیافته ایم؟ با کتابی به هیجان آگاهی نرسیده ایم و کیف نکرده ایم؟ گویی فراموش کرده ایم لذت خواندن و شور دانستن را... 

درطول روز در مسیر تردد به محل کار، درکافه، در فضاهای عمومی چند نفر را کتاب به دست دیده ایم؟( البته منظور کتب تکلیفی درسی نیست که با غالبا هدف نمره خوانده می شود).تیراژ متوسط کتاب در حوزه عمومی وعلوم انسانی 500نسخه است برای 80 میلیون نفر واین عین فاجعه است. 

این است که به راحتی بازی می خوریم. دچار توهم می شویم وحتی از برقراری گفتمان سازنده و پیش رو عاجزیم. اینجاست که مدعی مدیریت فرهنگستان ادب فارسی، در پیام دوخطی، نود درصد از واژگان تازی به کار میبرد و همچنان خود را شایسته این مقام می داند!! اینجاست که هویت ما گم شده است و نتوانسته ایم هیچ غولل زیبایی بزاییم! 

فرزندانمان به چه چیزمان ببالند ومباحات کنند؟ 

اقبال لاهوری برای زمان خود گفت( چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما/ ای جوانان عجم جان من وجان شما) و تفکر بازگشت به خویشتن را کارساز دید. اینک ما در وضعیتی به سر می بریم که جامعه دچار انواع انحطاط ها شده است.در حوزه اخلاق، فرهنگ، دانش، مهارت فنی، کسب وکار و..... 

باز شناسی فرهنگ وتاریخمان و مطالعه اینکه چرا چنین شده ایم، ضروریست . 

قاسم بزرگ زاده 

وکیل دادگستری و مشاور حقوقی

/ 0 نظر / 6 بازدید