میلادت مبارک ای واحدآماری...

:

میلادت مبارک،ای....


فقدان نهادها وتشکل های مدنی مستقل واحزاب سیاسی واقعی موردحمایت قانون، موجب می شود که مردم همواره درانتظار منجی باشند تا بدان پایه که به،مردی از یک قرن پیش را،بعلت ویژگی های فردی، عملگرایی وجدیت ،بعنوان رهبر ورودایران به دنیای مدرن، برای امروز خود،فرا می خوانند.!

عدم امکان نظارت عمومی،بی ثباتی وناامنی همه جانبه،کشوررا در وضعیتی قرارداده است که ارکان وقوای اصلیِِ پیش برنده کشور،بصورت جزیره ای عمل کرده و تحقق برنامه های پیش بینی شده در باتلاقِ فساد گستردهِ سیستمی وپذیرفته شده !، بوروکراسی ونظارتهای تشریفاتی وعقیم و....غیرممکن باشد.

عوامل ومراجع شکل گیری وبروز قدرت اقتصادی،سیاسی واجتماعی از کمترین موازنه وهمگرایی برخوردارند واصلِ بدیهی ونخستینِ "تفکیک قوا" که دستاورد بزرگ اجتماعی انسان مدرن است،به دست فراموشی سپرده شده است.تا حدی که مدیر یک سازمان نظامی، براحتی درحوزه سیاست خارجی ،ورود وتصمیم گیری و درمقام نماینده اکثریت مردم!! پیشاپیش درگستره بین الملل ایفای نقش می کند!!واز اینگونه عجایب بسیارند،لاتعد ولاتسعی!

اینجاست که مثل همیشه ی تاریخ این سرزمین پرادبار، هرکس کاری بکند ودیده شود و ازجنس مردم باشد،ناخواسته بارسنگین نجات مردم را بر دوشش می گذارند. از بازیگر سینما وکشتی گیر وفوتبالیست وشاعر ونویسنده و.....

گویی "محمود دولت آبادی" باید همواره مواضع سیاسی محکم و سخن وعمل موثری در خصوص تغییر وضع نا امید کننده کشور داشته باشد. هرچه او واماثل واقرانش،می کوشند که مردم باور کنند که در حوزه کنش سیاسی لزوما،کاری بیشتر از تک تک شهروندان از ایشان ساخته نیست،فایده نمی کند!. بدیهی است انسانهای خلاق، هوشمند وآفریننده می توانند با خلق آثار و رفتار خود، دردرازمدت منشاء آثار وتحولات بنیادینی باشند،لکن به هیچ وجه جای خالی ساختارها و نهادهای مدنی وسیاسی رانمی پوشانند. واین خلط وخبط وانتظارات عجیب وغریب موجب اتلاف نیروها و سوختن فرصتها ی ارزشمند درگلوگاه های تاریخی!ودرمقابل دادن فرصت بیشتر به سوداگران سیاسی واقتصادی برای فربه تر وقدرتمندتر شدن می دهد.

دولت آبادی اگرچه درکنفرانس برلین با طرح شعار " نه به مرگ" و پاس داشت زندگی و مسالمت و....ظاهر شد وپیش از آن نیز همواره بعنوان کنشگر سیاسی تلقی شده است خود بارها وبه زبان های مختلف تاکید کرده است که او نه"استاد" است ونه مرد سیاست و...بلکه تنها وتنها نویسنده ایست که مهمترین دغدغه اش،مردم و زندگی مردم است وبس.

آیا واقعا می توان خط کش گذاشت و بین رفتار ونقش اجتماعی وسیاسی یک سلبریتی و فرد مشهور و نقش وکنش فردی وحرفه ای او فصیل کشید؟

اینکه عموم مردم از هنرمند وشاعر وداستان نویس انتظار دارند تا منشاء تغییر وبهبود اوضاع نابسامان باشند،سنت اجتماعی ِ جوامع پیرامونی وتوسعه نیافته است و تبدیل انسان های محبوب به "بت" وکیش شخصیت واقعیت تلخی است که در نسل ها تکرار می شود وقدرتهای حاکم نیز خود به این انحراف دامن می زنند. یادمان نرفته است که تنها رسانه تبلیغاتیِ حکومتی،همواره کوشیده است که انبوه هنرمندان،نویستدگان وافراد مشهور را که خودی نمی داند واز الگوهای رسمی پیروی نمی کنند و"دیگری" تلقی می شوند را ، بعنوان جاسوس،بازی خورده،خودفروخته،خائن به مردم وزادبوم خود معرفی کنند. از برنامه سراسر دروغ" هویت" تا.....بسیارند از این پروپاگاندا و پرونده سازی های ناکام وشکست خورده...

به هر روی محمود دولت آبادی،با تمام آثار ومخلوقات قلم موثر و هنر نافذش در فرهنگ وتاریخ نه تنها ایران ومنطقه پارسی گوی،که در تجربه بشریت،ماندگار وجاودانه است اگرچه شاملومی گوید؛

...میلادت مبارک

ای واحدآماری

ای قریانیِ کاهشِ نوزادمرگی...


ق-ب

/ 0 نظر / 7 بازدید