کربلا یا پاتایا


کربلا یا پاتایا 

 

بسیاری از باورهای آدمی از جنس نظم خیالیست و مصداقی در واقعیت خارجی ندارد واساسا برای حفظ وضعیت موجود له حاکمان طراحی شده اند ودر ضمیر ناخودآگاه ما رسوب کرده و جزء بدیهیات و اولیات شده اند. 

ولتر درباره خدا می گوید: خدایی وجود ندارد ،اما این را به خدمتکار من نگویید،مبادا مرا شب درخواب بکشد!! همین موضوع می تواند در مورد حقوق بشر، حقوق طبیعی انسان، وبسیاری از اصول وقواعدی که بر پایه باورهایمان درقوانین الزام آور نشسته و حکومت می کند نیز جریان داشته باشد.وهمواره معتقدان راستینی هستند که حاضرند برای هیمن مفاهیم خیالی جان همنوع خود را بگیرند وبرسرجان خود معامله کنند... 

یکی از ویژگیهای پدیده های ذهنی ، بین الاذهانی بودن است ودر تخیل مشترک هزاران و میلیون ها نفر جای میگیرد و چنان بدیهی می نماید که تصور خلاف آن غیرممکن می شود. 

مدیران اقتصادی دولت برای تحقق ارز تک نرخی که البته بارها ادعا کرده ونتوانسته اند، فروش ارز دولتی بمیزان سالیانه300دلار را قطع کرده اند البته به استثنای مسافران خارج عازم کربلا! 

قطع نظر از اینکه تفاوت ارز دولتی وآزاد وصف طویل باجه بانک در فرودگاه واسترس رسیدن بموقع به پرواز ,مسافران مآل اندیش را از خرید این نوع ارز منصرف می کرد، دلیل این تبعیض ناروا چیست؟؟ 

جایگاه قدیسان دینی در کجای باور ماست؟ همه می دانیم که انسان کشاورز مستقر، درپیوند با طبیعت و سایر جانداران ,با طی فرایند هزاران سال ؛ از ادیان بدوی وچند خدایی؛ به یکتاپرستی رسید.پرداختن به قدیسان تا بدین پایه ,عملا به ادیان چند خدایی پهلو می زند.تعدد قدیسان درمذاهب مسیحی واختصاص هر قدیس به مکان و فایده خاص! وخشونتی که کاتولیکها و پروتستانها به یکدیگر روا داشته و هزارهزار یکدیگر را کشتند و امروزه نیز وهابی ها وسلفی ها و متاسفانه اخیرا روحانی شیعه از توحش دینی و آدمخواری شیعه دم زده است( نبویان) همین حکایت است. 

امام حسین امام سوم شیعیان وبسی مورد احترام است.کودکی خردسال در روستا بودم که هرساله دردهه محرم زنده یاد حاج آقا صفرزاده با آن هیکل عریض و طویل و سیگار ونیستون 4خط که بین انگشت سبابه و حلقه, می گیراند وپک های عمیق می زد، روی صندلی تاشو فلزی که با پارچه سیاه پوشیده شده بود می نشست و از مناقب شمر و مظلومیت آقا امام محسین و اصحاب و خانواده اش می گفت و وقتی به همنام من حضرت قاسم می رسید که برادر زاده امام حسین بود و هنوز به سن بلوغ نرسیده و ناکام شهید شد, اندوه حجم کوچک سینه ام را می انباشت و اشک از چشمم جاری می شد. 

مادر در این ده روز دو قاب عکس از 5تن آل عبا و تمثال مبارک حضرت علی با شمشیر دوسر در کنار دوشیر را بالای عکس سیاه وسفید شاه و شهبانو، سینه دیوار می آویخت. چه تصاویر زیبا و خوش آب ورنگی با اغراق رنگ سبز . با فقدان نرم افزار فتوشاپ ساختن چنین تصاویری قابل تحسین بود. سلبریتی های ما قدیسان مان بودند.چه خاطرات خوبی.شربت پشت شربت وپلو فسنجان و قیمه پلو و گفتگوهای بی پایان مادر و زن عمو ها و عمه ها و زنهای همسایه... 

بعدها امام حسین را با ادبیات پرشور وحرارت شریعتی بیشتر شناختم و شهادت را که انتخاب بود..وکتابهایی که معلم سر به هوای مدرسه مان(زنده یاد سید رضا همتی)بمن می سپرد تا خوب بخوانم و خلاصه نویسی کنم و کنفرانس بدهم... 

امام حسینی که من شناختم انسان باورمندی بود که پای ارزشهای خود ایستاد و بقیه ماجرا را که همه می دانند. اگر چه اخیرا یکی از متخصصان وپژوهندگان دینی( زنده یاد احمد قابل) روایت دیگری از امام حسین وعاشورا ارایه کرد. به هر روی امام حسین یکی از قدیسان دینی ما مسلمان شیعه است. 

هرساله حکومت هزینه فراوانی برای مشایعت بسیارانی به کربلا می کند,آیا تاکنون بررسی شده است که تاثیر این هزینه کردن ها بر اخلاق جامعه . ودیانت مردمان چه بوده است؟آیا توانسته است در برابر اینهمه بی اخلاقی و فرصت طلبی و رانت خواری و اختلاس و تصرف غیر قانونی و تجاوز به حقوق عمومی و بیت المال و...در تعمیق مبانی دینداری و رستگاری مردم تاثیری داشته باشد؟؟ 

تفاوت بهای 300دلار ارزدولتی و آزاد حدود150هزارتومان است.کسی که پیه هزینه سفر خارجی را به تن خود مالیده برای 150 هزارتومانش درمانده نسیت و این رقم تاثیری در اراده مردم ندارد.ولی این تبعیض ناروا و یکی از قدیسان دینی را مستمسک قرار دادن حکم عقل نیست.کدام کارشناس وبرپایه چه استدلال عقلی چنین پیشنهادی داده است؟ ترجیح کسی که برای زیارت به کربلا می رود به کسی که برای تحقیق یا درمان یا صله رحم و.....به جای دیگری می رود چیست؟ 

مگر نه اینست که زیارت یک عمل فرهنگی و معنویست؟ فرق توریستی که برای کشف زوایای تاریخی به یونان وبرای مشاهده آثار معماری ادوار مختلف به ونیز و میلان ورم می رود با کسی که به زیارت می رود چیست؟ البته تفاوت هایی دارد که هرکس به سلیقه و باور خود برم


ی شمرد.ولی بدان پای


ه نیست که حکومت چنین‌ ترجیح بلامرجحی روا داشته و موجب تفرق و شکاف بین مردم شود. 

بنظر می رسد این رفتارها مانورهایی است برای اینکه اسم اسلامی در کنار عنوان سیاسی کشور برجسته شود!و هدف پاسداشت واقعی باور های دینی نیست وگرنه به سلوک و رفتار امامان و قدیسان دینی عمل می شد و شاهد اینهمه فساد و تبعیض نبودیم. 

بدانیم هیچکس بخاطر 150 هزار تومان تفاوت ارز دولتی وآزاد راه خود را از کربلا به پاتایا و بر عکس کج نمی کند.بگذارید مردم خود بین بهشت و جهنم گزین کنند. 

ق- ب

/ 0 نظر / 7 بازدید